محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
577
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
بيان اين مطلب ما را ناگزير نمىكند كه در طرف مخالف نيز نمونههايى از بين صحابهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، نظير حالت ابو هريره ، و يا مردى از ثروتمندان صحابه ، همچون عبد الرحمن بن عوف را قرار دهيم . حقيقت مطلب آن است كه ممكن است به پارسايى به عنوان يك استثنا در جهان اسلام نگريست و نه به عنوان يك قاعدهء عمومى . زيرا وقتى ما پارسايى را به صورت مجرّد در نظر بگيريم ، خواهيم دانست كه همگانى شمردن آن از جمله زيانبخشترين امور براى حسن سير و جريان زندگى بشرى است ؛ نه تنها از جهت مادّى ، بلكه از جهت اخلاقى نيز زيانبخش است . واقعيّت اين است كه بايد در جامعه كسانى باشند كه ثروت سرشارى كسب كنند تا براى ديگران قوت ضروريشان را تأمين نمايند ، و براى هر انسانى لازم است كه كمترين حد از ما زاد را داشته باشد ؛ نه به آن خاطر كه تنها خود هرچه بهتر و بهطور مداوم از آن بهرهمند شود و بس ، بلكه بدان جهت كه براى خود آنچه را كه ضرورى است ، تضمين نمايد ، زيراكه بين دو مفهوم خطّ فاصلى وجود ندارد تا بين آنها جدايى روشن و ملموسى را ايجاد كند . بلكه علاوه بر اينها ، ممكن است بگويند : اين كسانى كه بهطور عمد در حاشيهء فعّاليّتهاى اجتماعى مىمانند مطابق لحاظ مشخّصى ، راهى را انتخاب مىكنند كه از نظر اخلاقى كمترين مشقّت را دارد ، و بدين وسيله از بسيارى صدمات و انواع آلودگىها و فريبكارىها به دور مىمانند . و ترديدى ندارد كه اوّلا بر آنها لازم است مقدارى تلاش كنند ، تا خودشان را به گوشهگيرى و انزوا راضى كنند ، ولى همينكه گام اوّل پايان گرفت ، همه چيز در مسير خود به سوى هدف معيّن حركت خواهد كرد . و از امورى كه هيچ ترديدى در آن نيست ، اين است كه ملكات فاضلهء ما آزمايش نمىشوند ، مگر در ارتباط و در درگيرى با آنچه كه اهتمام مىورزيم . و معرفت بالايى لازم است كه بدانيم چگونه ممكن است خود را از سوختن بازداريم ، درحالىكه وسط آتشيم ؟ و چگونه بر آسمان دست يابيم ، درحالىكه گرفتار امور زمين هستيم ؟ به راستى حل مشكلاتى از اين قبيل حكايت از روشنايى روح و صلابت اراده و پاكى قلب ما دارد . جز اينكه اين جنبههاى اخير در شكل مجرّد خود ، و در جايگاه مهمّى كه در نردبان ارزشهايى كه ما اشاره كرديم ، به سادگى رام نمىشوند و به دست نمىآيند ؛ يعنى همان كه در جدول صفحهء بعد بهطور خلاصه آوردهايم : در اين دو درجهء اخير نيّت اخلاقى به معناى دقيق كلمه ، يعنى اراده شايستهء سپاس و